بین خریدن رژ گونه صورتی طور و نخریدنش موندم!
از طرفی از حس طراوتی که یه رنگ صورتی ملایم و طبیعی به صورت میده خوشم میاد، از طرف دیگه میترسم به پوستم نیاد.. عکسشو واسه شهریار میفرستم و نظرش رو میپرسم ( نه که خیلی وارده تو مسائل آرایشی، ازون لحاظ :))) ) میگه فک کنم بهت بیاد، ولی رژ اونطوری صورتی بهت نمیاد زیاد.
به خاطر نسبتاً سبزه بودن پوستم، گاهی رنگای روشن رژ از رنگ طبیعی لبم کمرنگ تره و مشخصاً بهم نمیاد. ولی خودم صورتی های پررنگ یا اونایی که حالت طبیعی دارن رو دوس دارم :)
تو دلم میگم خب دیگه پیش شهریار رژ صورتی نمیزنم! ولی اصن از تصمیمم مبنی بر خرید یه پک آرایشی صورتی + یه رژ صورتی تیره برنمیگردم :))
چند روز پیشام صحبت عملای زیبایی بود، شهریار گفت تو اگه یه روزی بخوای بینی ت رو عمل کنی من اصن مشکلی ندارم. بعد با خنده ادامه داد: حتی تشویقتم میکنم!
خاله کوچیکه هم یه بار گفته بود که اگه دماغتو عمل کنی خیلی بهتر میشی.. ولی واقعیت اینجاس که من با این قوز کوچیک بینی م کنار اومدم :دی
من خودم رو همینطوری که هستم پذیرفتم، همینطوری دوست دارم خودمو.. شاید گاهی دلم تنوع بخواد تو رنگ و سبک آرایشم یا موهام. ولی جراحی زیبایی؟ نیستم پایه ش اصن.. گاهی فکر میکنم پیر که میشیم هم نسلای من همه شکل همن! شاید یه روزی نظرم عوض شه. ولی امروز نه.. امروز هیچ اصراری ندارم که بپیوندم به خیل ِ عظیم ِ آدمای یه شکل :دی
میدونم که شهریار لاک و رژای تیره رو بیشتر دوست داره.، همینطور ناخن و موی کوتاه رو.. میدونم که شاید اگه دماغم یه فرم دیگه باشه بیشتر به نظرش خوشگل بیام.. ولی در درجه ی اول واسه من این مهمه که خود شهرزاد چی دوست داره.. اگه یه تایمی بخواد ناخنای بلند لاک زده داشته باشه، یا آرایش کمرنگ و صورتی، منعش نمیکنم به خاطر شهریار.. ازون سبک آدمایی نیستم که به خاطر این که بقیه بیشتر دوستم داشته باشن خودمو به رنگ و شکلای مختلف در بیارم :)
تو هر بازه ی زمانی ظاهرم رو اونطوری نگه میدارم که خودم بیشتر دوست دارم، شهریار هم میتونه خوشش بیاد یا نیاد، کاملاً حق انتخاب داره :))))
پ.ن: بعد از نوشتن این پست و شفاف شدن خیلی چیزا برام، لبخند نشسته بود رو لبم.. یاد دوستی افتادم که چون یه پسر بهش گفته بود موی مشکی بهت نمیاد داشت خودش رو به در و دیوار میزد که موهاش رو رنگ کنه و بهش ثابت کنه که اشتباه میکرده.. از شخصیت مستقل خودم راضی م، از این که خواسته های خودم رو زیر پام نمیذارم، گاهی به دل شهریار راه میام و گاهی به دل خودم.. این تعادل رو دوست دارم :)
برچسب:
نویسنده: حسین کریمیپور
تاريخ: شنبه
20 آذر
1395 ساعت: 8:44